الملا فتح الله الكاشاني
409
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
دارى چه اين در تحت قدرت تو نيست و خداى كه بر اين قادر است نيز باكراه و اجبار ايشان را بايمان ندارد زيرا كه منافى حكمت و تكليفست مراد به اين آيه تسليه حضرت رسالتست و تخفيف حرص او بر ايمان متمردان قريش و در ترتيب اكراه مر مشير بفا و آن را در يلى حرف استفهام كه متضمن انكار است و تقديم ضمير بر فعل جهة دلالتست بر آنكه اكراه خلاف مشية است * ( وَما كانَ لِنَفْسٍ ) * و نباشد و نشايد هيچ تن را * ( أَنْ تُؤْمِنَ ) * آنكه ايمان آورد * ( إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه ) * مگر بتوفيق و لطف خدا كه آن عبادتست از عطاى تمكين و آلات و نصب ادله عقليه و نقليه و ازالة علة تا عقول خود را كار بسته و تدبر و تفكر در آيات قدرت او نموده ايمان آرند چه بدون اعطاى عقول و اقدار بر آلات و نصب ادله و ازالهء علة ايمان آوردن محالست و گويند اذن اينجا بمعنى علم است يعنى هيچكس ايمان نمى آرد مگر كه علم الهى تعلق به آن گرفته در ازل دانسته كه او به اختيار خود ايمان آورد * ( وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ ) * و ميگردانيم عذاب يا لعنت و غضب خود را و حفص بيا خوانده يعنى خدا مسلط ميسازد عذاب و غضب خود را * ( عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ ) * بر آنان كه تعقل نميكنند در حجج و آيات و تدبر در آن نمينمايند تا بشرف ايمان رسند و حسن گفته كه بر سبيل تخليه و خذلان محكم ميگردانيم كفر را بر كسانى كه تدبر نميكنند و يا حكم ميكنم برجاسة و نجاسة ايشان كما قال إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ بعد از آن براى مزيت تنبيه قول و ارشاد ايشان ميفرمايد * ( قُلِ انْظُرُوا ) * بگو اى محمد صلى اللَّه عليه و آله مشركان را كه از تو طلب آيات مقترحه ميكنند كه بنگرند به چشم سر يا ملاحظه كنند بديده سر * ( ما ذا فِي السَّماواتِ ) * تا خود چه چيزها است در آسمانها از عجايب فطرت * ( وَالأَرْضِ ) * و در زمين از بدايع قدرت تا شما را دلالت كند بر كمال صنع الهى و بلاغ حكم و حكمت پادشاهى * ( وَما تُغْنِي الآياتُ ) * و رفع نميكند ديدن آيتها * ( وَالنُّذُرُ ) * و استماع كلام بيم كنندگان يعنى پيغمبران عذاب الهى را * ( عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ ) * از گروهى كه در علم ازلى من واقع است كه نخواهند گرويد ميتواند كه ما استفهاميه باشد و معنى آنكه چه باز دارد و دفع كند عذاب را از گروهى كه نخواهند گرويد و بر صفة كفر خواهند مرد * ( فَهَلْ يَنْتَظِرُونَ ) * پس چشم نميدارند اين مشركان * ( إِلَّا ) * مگر ايامى را يعنى واقعه ها را * ( مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ ) * مانند واقعهاى آنان كه * ( خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ ) * گذشتند پيش از ايشان چون قوم عاد و ثمود و اصحاب